# @ani_ala2020 on Instagram

- **Type:** Video
- **Original URL:** https://www.instagram.com/p/DNxVEaa3Iro
- **Gondola URL:** https://gondola.cc/posts/61917272-ani-ala2020-instagram
- **Thumbnail:** https://img.gondola.cc/tr:w-,h-,fo-auto/postThumbnails/8133f6a547.jpg
- **Posted:** 2025-08-25T08:17:58.000+00:00
- **Account Owner:** آنی  ✍💐✍ (@ani_ala2020) — https://gondola.cc/ani_ala2020

## Caption

مینی رمان آتوسا / منجی ایران

فصل دوم: همسری ناخواسته با کمبوجیه

مرگ کوروش، کاخ را به دخمه‌ای خاموش بدل کرد. پرده‌های تیره از سرِ ستون‌ها آویخته بود و نفس کشیدن در تالارها سخت. آتوسا روزها در باغ می‌گشت، اما عطر گل‌ها به مشامش نمی‌نشست. کنیزِ جوانش، همان ماندانای سال‌های پیش، با تردید ظرفی از انار دون‌شده می‌آورد؛ آتوسا اغلب فقط تشکر کوتاهی می‌کرد.

چند هفته پس از سوگواری، دربانان صدایش کردند. کمبوجیه بر تخت نشسته بود، چشمانی تیز، ردا بر دوش. بی‌مقدمه گفت: «باید همسر من شوی.» – «من خواهرت هستم…» – «تو دختر کوروشی. نامت پایه‌ی تاج من است. در این تالار، احساس حکم نمی‌راند.»

سنگِ تالار سرد بود و هوا بوی روغن مشعل می‌داد. آتوسا کلامی نیافت. همان شب، مراسمی خشک و بی‌جان برپا شد. سرناها نواختند، اما شادی از فضا رخت بربسته بود. پیرزنی از میان کنیزان –که همه او را «دایه‌گُل» صدا می‌کردند– نزدیک آمد و زیر لب گفت: «بانو، نفس را آهسته کن؛ نفس بلند، درد را تیزتر می‌کند.»

کمبوجیه روز به روز تندتر شد. یک‌بار به خاطر لغزش کفشِ مهترِ اسبان، او را به شلاق سپرد. آتوسا، پشتِ پرده، لرزید. شب‌ها در تالارهای کشیده‌ی سنگی راه می‌رفت؛ ردایش روی زمین صدا می‌کرد. – «بخوابید بانوی من.» – «خوابیدن یعنی پذیرفتن. هنوز وقتِ تسلیم نیست.»

خبر لشکرکشی به مصر که پیچید، میدانِ کاخ پر از زره و غبار شد. کمبوجیه بر اسب نشست؛ نگاهش نه از برادر بود نه از شوهر. آتوسا دست بر سینه گذاشت، کلامی نگفت. گردِ کاروان که نشست، تالارها به خلأِ خشکی برگشتند.

آن شب، آتوسا کنار مشعل ایستاد، نور زرد بر گونه‌اش می‌لرزید. کف دستش را روی سینه فشرد: «اگر برای این دل نگهبانی نیست، خودم می‌ایستم. نه از روی کینه؛ از جنسِ دوام.»

از فردا، به انبارها سر زد؛ به آشپزخانه‌ی بزرگ، اتاق ریسندگان، اصطبل‌ها. نام‌ها را پرسید، سهم جیره را، شکایت‌ها را. کمبوجیه نبود، اما آتوسا آموخت که قدرت فقط تخت نیست؛ راهروها و آدم‌هاست.

نویسنده: آنی آلاناکیان
ویدئو/شاعر: معصومه حسینی 

#کتابخوانی #کتاب_باز #کتاب_خوب #رمان #داستان_ایرانی
#ایران_باستان #تاریخ_ایران #فرهنگ_ایران #ادبیات #کتاب

## Stats

- **Views:** 165
- **Likes:** 29
- **Shares:** 0
- **Comments:** 3

## Tags

فرهنگ_ایران, ادبیات, کتاب_خوب, ایران_باستان, داستان_ایرانی, کتاب_باز, کتابخوانی, کتاب, تاریخ_ایران, رمان

---
Copyright (c) Gondola