این درد مشترک ماست من دختر افغان نیستم…
اما دردش را به خوبی میدانم.
وقتی از مرز گذشتم، فقط خاک وطن را پشت سر نگذاشتم…
مادرم را، کودکیام را، خاطراتم را، صدای اذانِ غروب کوچهمان را هم جا گذاشتم.
همهچیزم را.
او گفت:
«ساکت نباشید…»
و من میگویم:
اگر امروز فریاد نزنیم،
فردا فرزندانمان را هم آواره این کشور آن کشور کرده ایم .
اگر امروز نایستیم،
نسل بعد نه خانه دارد، نه ریشه.
با هرچه داری بجنگ...
با شعرت، با نگاهت، با دستان خالیات، با هنرت، با قلبت.
این جنگ فقط با تفنگ نیست؛
با وجدان است، با بیداری، با نترسیدن.
هیچ بیگانهای ما را نجات نخواهد داد…
ما خودمان باید جلوی آوارگی آیندهمان را بگیریم.
---
🇬🇧 English:
I am not that Afghan girl.
But I carry her pain in my bones.
When I crossed the border,
I didn’t just leave my country—I left my mother’s tears,
my childhood laughs,
the sound of evening prayers echoing through our alley.
She said:
"Don’t stay silent..."
And I say:
If we don’t scream today,
tomorrow our children will have no voice left to raise.
If we don’t stand now,
they ...
Suggested Credits
Tags, Events, and Projects