هیچکس وطنش رو ترک نمیکنه از سر خوشی…
آدم فقط وقتی میره، که موندن داره میکُشتش.
من نرفتم چون خواستم…
رفتم چون دیگه نمیشد نفس کشید…
چون نگاه مادرم پر از نگرانی بود،
چون صدای رفیقام تو شبهای تنهایی پژواک داشت.
🏡
ولی هنوز، ته دلشون امید داره...
مامان هر صبح با چشمهای پر از اشتیاق پنجره رو میگشاید،
بابا قهوهاش رو دو نفره میریزه،
دوستام با امید میگن:
«یه روز همهچی درست میشه، تو برمیگردی...»
💔
مهاجرت برای من انتخاب نبود،
یه اجبار بود با طعم دلتنگی و جدایی.
🌍
اگه جای من بودی، چی رو با خودت میبری؟
چی رو برای روز بازگشتت جا میذاری؟
📝
اگه رفتی، هنوز کی منتظرته؟
دلتنگیهات رو برام بنویس...
No one leaves their homeland out of joy…
We only depart when staying kills us slowly.
I didn’t leave because I wanted to…
I left because breathing was becoming impossible…
Because my mother’s eyes were filled with worry,
And the silence of my friends echoed through lonely nights.
🏡
Yet, deep in their hearts, hope still lives…
My mom opens the window every morning with eager eyes,
My ...
Suggested Credits
Tags, Events, and Projects