اهورا كه مرد بيشتر ترسيدم ، از آدم هاي هم نسلم كه كتاب براي خواندن دارند و روانشناس براي مراجعه ، اما بيمار و بي سواد در جامعه رها شده اند و مي درند و مي روند و بازهم يكي ديگر ... و ديگر ازخواندن فروغ و شاملو هم آرام نمي شوم و صورت هاي معصومشان كه يادم مي افتد از انسان بودنم شرمنده مي شود كه ما كجا و انسانيت كجا ... .
.
از
#كودك_آزاري مي نويسم و دردهايش مي ماند براي مواقع تنهايشان .. مواقعي كه كسي نيست فريادشان را بشنود و زجرشان را بفهمد .كمي
#عزاداري و بازهم فراموشي و بازهم كودكي ديگر كه تنها به سراغش مي روند چون او بي گناه و بي توان است و كسي نيست كه فرياد رسشان باشد ...
#بنيتا مادر خوب داشت
#آتنا هم همينطور
#صادق هم مادرش چهار چشمي مواظبش بود
#ستايش هم مادري عاشق داشت اما عشق مادرانه باعث نمي شود اين اتفاق براي ماهم پيش نيايد ، امروز كه نوبت
#اهورا شد نه مادرش ، نه ناپدري و نه آن پدري كه همسرش را با فرزند دوساله شان طلاق مي دهد و مي رود دنبال زندگيش ... هيچكدام مقصرنيستند بلكه ما مقصر هستيم كه سكوت مي كنيم و مثل كبك سرمان را در برف كرده ايم و فقط دنبال مقصر مي گرديم ..
#هيس_كودك_ها...