جدیدا خیلی به پیر شدن فکر میکنم 🤔
میترسم از پیر شدن از بی حوصلگیهاش و ناتوانی
ازین که دیگه جذاب نیستی نه برای خودت نه دیگران
ازین که تنها هنرت میشه نصیحت کردن و غر زدن
دیگه توان ورزش کردن نداری و پای سفر و شب پرسه زدنت تو خیابونا درگیر زانو درد و آرتروز شده ؛
وقتی به اینا فکر میکنم بیشتر ورزش میکنم چون میدونم تو روزای پیری این حجم عضلات بدنمه که از ناتوانی و محتاج بودن نجاتم میده و بیشتر راه میرم و کمتر می خوابم چون دلم می خواد تا جایی که راه داره ببینم و یاد بگیرم و لذت ببرم ؛
کمتر تو گوشیم میرم و سعی میکنم بیشتر با آدما معاشرت کنم دلم می خواد یه عالمه دوست برای روزای تنهایی و پیری داشته باشم ،
از همه مهمتر بیشتر برای ایمان وقت میذارم و سعی میکنم بیشتر روی رابطه مون و دوستیمون انرژی بذارم چون میدونم عزیز ترین رفیق روزای پیریِ؛
خلاصه که این ذهن آدم قشنگ بلده چیکار کنه تا همیشه آدمو هوشیار و البته بیشتر مواقع نگران نگه داره ؛
اینم بگم که با تموم اینا بعید میدونم پذیرش پیری و پا به سن گذاشتن رو داشته باشم 🤷🏻♀️
پیر شیم الهی ….؟!!!!این دعاست یا نفرین. !
بالاخره یه روز به وقتش همه مو...
Suggested Credits
Tags, Events, and Projects