فکر میکردم که چگونه میشد آینه یی وجود داشته باشد که همه زشتیها در آن زیبا شود و شعر هوشنگ ابتهاج رو نا خودآگاه زمزه کردم .
«تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست»
همه وجود نقشم همانیست که از تصورم در لحظه میگذرد ، زشتی چیزی نیست جز تصوری زشت ...
#محمدرضا_مسرتی
#کارگردان #تصویربردار #عکاس #زمزمه #نجوا #زیبایی #زندگی #آینه